تو پذیرایی که همش دارن یا حرف میزنن یا دعوا می کنن
درس نمونی بازدهی آت بیشتره
میری تو اتاق درو قفل می کنی ۳۰ ثانیه یه بار در میزنن اینو می خوان اونو می خوان
دیوونه میشی
پانسیون مطالعاتی می خواهی بری میگن پول نداریم
یه امامزاده نزدیک خونمونه خیلی ساکته رفتم اونجا گفتم تا ۹ درس بخونم بعد بیام خونه تا ۱۰ شام بخورم بعد بخوابم
الان بابام زنگ زده با دعوا پاشو بیا خونه
اصلا من می خوام ترک تحصیل کنم
به جهنم که ۱۲ سال شاگرد اول مدرسمون بودم
به جهنم که ۱۲ سال درس خونم عین خر
به درک که هدفم دندون پزشکی بود