پدرم یک کارگر ساده بود که با دست های زخمی و پینه بسته به رحمت خدا رفت. ختم صلوات انجام میدم.لطفا اگه کسی خواست پیام بده. هر هزارتا صلوات پانزده هزار تومن. از اونجایی که بعضی از دوستان کم لطفاً با عرض شرمندگی اول پول میگیرم بعد. برای آقایون هم نه ختم. صلوات نه قرآن... انجام نمیدم.انجام دادم پول ندادن هیچ .حذف کاربری هم زدن
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
دخترک له له کنان در حال رفتن به نانوایی بود .ادامسش رو تف کرد روی زمین .دم نانوایی دید اسکناسش نیست راه رفته را اینبار ارام برگشت روی زمین چشمش دنبال اسکناسش بود نزدیک ایستگاه اتوبوس اسکناس زیر پاشنه کفش خانمی بود ایستگاه شلوغ بود تا خواست جلو برود و به خانم بگوید پولم زیر پای شماس خانم سوار اتوبوس شد پول هم با کفش خانم رفت .اسکناس با ادامس به ته کفش خانم چسبیده بود 😐😐😐
پدرم یک کارگر ساده بود که با دست های زخمی و پینه بسته به رحمت خدا رفت. ختم صلوات انجام میدم.لطفا اگه کسی خواست پیام بده. هر هزارتا صلوات پانزده هزار تومن. از اونجایی که بعضی از دوستان کم لطفاً با عرض شرمندگی اول پول میگیرم بعد. برای آقایون هم نه ختم. صلوات نه قرآن... انجام نمیدم.انجام دادم پول ندادن هیچ .حذف کاربری هم زدن
دخترک له له کنان در حال رفتن به نانوایی بود .ادامسش رو تف کرد روی زمین .دم نانوایی دید اسکناسش نیست راه رفته را اینبار ارام برگشت روی زمین چشمش دنبال اسکناسش بود نزدیک ایستگاه اتوبوس اسکناس زیر پاشنه کفش خانمی بود ایستگاه شلوغ بود تا خواست جلو برود و به خانم بگوید پولم زیر پای شماس خانم سوار اتوبوس شد پول هم با کفش خانم رفت .اسکناس با ادامس به ته کفش خانم چسبیده بود 😐😐😐
دخترک له له کنان در حال رفتن به نانوایی بود .ادامسش رو تف کرد روی زمین .دم نانوایی دید اسکناسش نیست راه رفته را اینبار ارام برگشت روی زمین چشمش دنبال اسکناسش بود نزدیک ایستگاه اتوبوس اسکناس زیر پاشنه کفش خانمی بود ایستگاه شلوغ بود تا خواست جلو برود و به خانم بگوید پولم زیر پای شماس خانم سوار اتوبوس شد پول هم با کفش خانم رفت .اسکناس با ادامس به ته کفش خانم چسبیده بود 😐😐😐