مادر ها خواهش میکنم اگر بچه دار میشید مخصوصا اگر بچه هاتون دختر هست از نظر محبت هم حواستون بهش باشه بچه ها فقط مالی بهتون احتیاج ندارن اونا محبت کلامی هم میخوان مادر من الان دیگه دختر بزرگش و نداره
کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔
هیچوقت کلامی محبت نمیکرد اگرم باهام حرف میزد همش سرزنش بود .. خونه گرفتم و جدا شدم خیلی بهم زنگ میزنه و میام خونشون وقتی دور میشم تحویلم میگیره ولی هیچ حسی بهش ندارم ... حتی ناراحتم وقتی بهم زنگ میزنه
کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔
امکانش هست یه سوال بپرسم اون وقت تاحالا شده از آیندتم بگه ؟ ببخشید کنجکاو شدم
نه اصلا
هیچوقت از آینده حرفی نمیزد ...
کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔
امکانش هست یه سوال بپرسم اون وقت تاحالا شده از آیندتم بگه ؟ ببخشید کنجکاو شدم
میدونی من موقعی که مریض و رو به مرگ بودم اون آقا رو دیدم تو بیداری ... در کنار حضرت رقیه ... که لباس سیاه تنش بود
کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔
میتونی یه سوال ازش بپرسی ؟ البته اگر اشکالی نداره؟
چه سوالی ؟
از وقتی که گناه کردنم زیاد شده فکر نکنم به خوابم بیان 😔
کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔
آخی حضرت رقیه رو چجوری دیدن ؟ اینکه دور از جونتون رو به مرگ بودین یعنی دکترا قطع امید کرده بودن ؟ حض ...
من کرونا گرفته بودم ... هیچکس بالا سرم نبود ... همه مریض شده بودن و کل خانواده افتاده بودن ... من از داخل بدنم عفونت کرده بود ... تب و لرز شدیدی کردم جوری که از داغی زیاد تو خواب ناله میکردم ... گفتم حضرت فاطمه یا رقیه شما به دادم برسید ... از طرفی قبل از خواب گفتم خدا خودت خوبم که نمیکنی راحتم کن... خلاصه داشتم از تب میسوختم و ناله میکردم ... ثانیه به ثانیه صدای قلبمو میشنیدم که کند میشد کم کم بیهوش شدم ... تشهد خوندم که حضرت رقیه بالا سرم اومد با دو تا آقا یکی قد بلند که صورتش دیده نمیشد لباس سیاه داشت یکی دیگه قد کوتاه بودم ... حضرت بالا سرم هر پنج دقیقه بهم قرص میدادن یعنی قشنگ گذر زمان و متوجه میشدم ... دو ساعت بالا سرم بود . وقت حالم بهتر شد دیدم از اتاق خارج شد یک خانوم چادری ... پارسال این اتفاق افتاد
کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔
چه سوالی ؟ از وقتی که گناه کردنم زیاد شده فکر نکنم به خوابم بیان 😔
راستش من چندماه پیش خواب دیدم قراره تو تهران ۷ تا زلزله بیاد که از خفیف به شدید تغییر میکرد حالا نمیدونم چی میشه من یه دختری رو میبینم که تو خواب میدونم دوستمه دذحالی که تو واقعیت همچین دوستی ندارم اون منو برد به یه خونه که دوتا پسر هم اونجا بودن و تو خواب من اون سه نفر رو کاملا میشناختم در حالی که تو واقعیت همچین آدمایی رو ندیدم و بی نهایت حس دلتنگی بهشون داشتم انجار هرزار ساله میشناسمشون بی نهایت برام آشنا بودن و تو زلزله کمکم کردن تا صدمه نبینم و جالب اینجاست دختر عمم که از خوابم خبر نداشتم سه نفر رو دقیقا با همون مشخصات دیده بود که مراقبمن میخوام بدونم میتونن بگن اون سه نفر کی هستن ؟
راستش من چندماه پیش خواب دیدم قراره تو تهران ۷ تا زلزله بیاد که از خفیف به شدید تغییر میکرد حالا نمی ...
ابجی این آقا خودشو معرفی نمیکنه ... سعی میکنم یک شب تمرکز کنم بپرسم اگر تو خوابم بیاد ...
کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔