سلام خانما من برام تازگیا یه مشکل پیش اومده .. منو شوهرم شهرستان زندگی میکنیم و اینجا هیچ اشنایی نداریم .. چون اینجا دکترای خوبی داره الان یه ماهه مادرشوهرم اومدن خونه ما ک بره دکتر و الان تحت نظر دکتره... منو مادرشوهرم باهم هیچ مشکلی نداریم و الان ک خونمونه خداشاهده با جون و دل ازش پذیرایی میکنم و احترامش رو خیلی دارم و اونم در مقابل همینطوره.. مشکل من شوهرجانمه ک مامانشو دیده لوس شده ینی الان ازش متنفر شدم بخاطر کاراش😏وقتی سر سفره نشستیم یهو شروع میکنه جلو مادرش منو تحقیر میکنه ک این چ غذاییه درست کردی چرا مزش بده چرا فلانه و...درصورتی ک قبلش ک تنها بودیم اصلا همچین رفتارهایی نداشت یا مثلا یهو شروع میکنه بی دلیل دعوام میکنه و سرم داد میکشه بازم من چیزی نمیگم و سکوت میکنم چون نمیخوام بیشتر ازین کش بدم دعوارو.. خیلی وقتا از خواهرشوهرام شنیدم ک رفته پیششون غیبت منو کرده ک زنم اصلا کار توی خونه رو بلد نیست من میخوام دوباره زن بگیرم و اونا اومدن بهم گفتن ک شوهرت همچین حرفی زده چرا کارای خونتو درست انجام نمیدی .. بقران مجید من دوتا بچه کوچیک
دارم و با وجود اونا هیچوقت نشده خونم کثیف باشه یا بهم ریخته باشه با اینکه خونمون کوچیکه کلا یه اتاق خواب داره ولی همیشه تمیز بوده .. خلاصه دردای دلم از شوهرم زیاده اینم بگم ک سر هیچی چن شنبه جای خوابشو عوض کرده و میره کنار مادرجانش میخوابه دیشب بهش اس دادم بیا اینجا بخواب پیامم سین زد ولی نیومد.. حالا بهم یه راهکار بدین بگین چطوری آدمش کنم خیلی اینروزا از دستش زجر میکشم..