سلام خوبین ؟
داداشم چند روزیه که خیلی تو خودش فرو رفته ،شبا خوابش نمیبره مثلا بلند میشه بدون اینکه چراغو روشن کنه رو تخت میشینه فک میکنه،صورتش باد کرده ، نه دیگه میخنده نه مثل قبل غذا میخوره ،کلا افسرده شده ،ازش پرسیدم چش شده؟ گفت ۲ماهه که از یه دختر خوشش میاد اما نمیتونه بهش بگه چون خجالت میکشه و اینکه عقل و قلبش در تقابلن.از طرفی قلبش میگه عاشقه و از طرف دیگه عقلش میگه این عشق و عاشقیا دروغه و اینا. الان یجوری شده که زده به سرش ،همین پریروز ماشینو مالونده بود به بلوار. ۲۰ سالشه، وقتی بهش میگم برو به دختره بگو میگه روانشناسا میگن تو سن۲۰سالگی عشقی وجود نداره و هوسه اما خودم و خودش میدونیم که از داخل داغونه داغونه.(داداشم تا حالا یه بارم وارد رابطه با دختر نشده و وقتی با دختر نامحرم حرف میزنه چشماش کلا به در و دیواره)، حالا چیکار کنه بره پی دختره یا عشقشو سرکوب کنه؟.از من راهنمایی بیشتر میخواد.عشق و علاقشم مثل پسر ۱۴ ساله ها آتیشی نیست.