ما قرار بود امسال بچه دار بشیم ( همه ب چک اپ ها رو انجام دادم و مشکلی نبود ) اما باز همسرم مخالفت کرد و من هم قبول کردم با اینکه سالهای اخر شانس بارداری من هست ، دلایل همسرم با اوضاع الان ایرانمنطقبه و من کلا بیخیال شدم . تا اینکه دیشب خوابیدیدم( دیروز قبل این خواب من خیلی خیلی احساس تنهایی کردم نه تنهایی که مثلا از نبود اطرافیان ، از این مدل تنهایی ها که میفهمی فقط خودتی و خودت همین وبس) این خواب : دستم رو روی تخمدانهام گذاشتم و به بچه ی خیالیم که ذسم هم همیشه توی رویاهام انتخاب کردم گفتم دوست داری بیای توی این دنیا ؟ بعد توی دستم یکپرنده ی کوچک سفید با بالهای ابی ظاهر شد خیلی گرم بود به صورتم چسبوندمش و بهش گفتم خیلی دوستش دارم و کلی گریه کردم بعد کلی نوازش و گریه بردمش کنار پنجره و بهش گفتم چون دوستت دارم نمیخوام بیارمت توی این دنیا و رهاش کردم وقتی رهاش کردمدیدم لبه ی پنجره آشیانه ساخته ،
این خوابم چه تعبیری میتونه داشته باشه؟