هیچی طفلی پسر عموش همو دوست داشتند آزمایش ها مشکل داشته بهم خورده بوده همه چی بعد ی مدت تو خونه بابا بزرگش که بودن پسر عموش هم تو مهمونی بوده این میره اتاق نماز بخونه که پسره عمو میاد میگه بیا دوباره بریم دکتر و اینا و بغلش میکنه از اون طرف زن عموش میاد جیغ و داد ک بیان دخترتون از زیر پسرم جمع کنید و ی دعوا