دوستان من 24سالمه پدر ندارم البته مادرم از پدرم جدا شده من نوزاد بودم و ازدواج کرد پیش نا پدری بزرگ شدم و خیلی مرد خیلی خوبی بود احساس بی پدری نمی کردم و اینکه پارسال فوت شد وضع مالی خوبی هم نداریم حالا هر کی میاد خواستگاریم منو پسند میکنن و دیگه برنمیگردن بخاطر وضع مون واقعا حقم نیست اینجور چیزی با وجود هر خواستگاری قلبم تکه تکه میشه حالا دوس پسرم میخواد بیاد خواستگاری ولی من مانع حرف زدنش میشم و میگم قسمت و فعلا زود و هر بار ی بهانه ای میارم دیگه واقعا نمیدونم چیکار کنم اونا وضع شون خیلی خوبه مطمئنم اگرم بیاد خواستگاری با وضعمون پشیمون میشن دیگه بریدم بخدا 😭😭😭😭😭😭
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
به نظر من صبرکن حداقل چند ماه زود تصمیم گیری نکن هنوز اولش بهش بگو نزار جفتتون حسابی وابسته هم بشین به جفتتون داری بد میکنی همین امشب بگو یا میمونه یامیره که اگه قصدش ازدواج باشه نمیره
مردم تو خاکسپاریت اگه بارون بیاد شرکت نمیکنن یه وقت لباسو موهاشون خیس نشه! بعد تو نگران حرف این مردمی! بیخیال بابا! زندگی کن..