سلام دوستان
من یه دختر ۳۴ ساله هستم با اعتقادات مذهبی
بخاطر کارم حدود ده ساله تنها زندگی میکنم و تنهایی و فشار زندگی واقعا خستم کرده حدود دو ماه پیش یه چله گرفتم و توسل کردم به امام رضا که یه کیس مناسب برای ازدواج پیدا کنم همون روزای اول یه اقایی از اشناها بهم پیشنهاد ازدواج داد ایشونو خیلی از دوستای مشترک به عنوان یه انسان شریف و با اخلاق تاییدش می کنن خودمم تو این چند جلسه ای که باهاش حرف زدم فهمیدم واقعا ادم خوبیه و باهاش راحتم و شرایطش برای ازدواج کاملا مساعده اما مسئله ای که هست ایشون اعتقادات مذهبی نداره در حالی که من کاملا مقید هستم، البته مشکلی با مذهبی بودن من نداره خیلی سردر گمم نمی دونم باید چکار کنم! می ترسم نه بگم و مثل قبل تنها بمونم! می ترسم نه بگم و بشه کفر نعمت! خدا بگه برات کیس خوب فرستادم خودت نخواستی! دیگه تحمل تنهایی رو ندارم ولی از طرفی از اینکه مذهبی نیست بشدت دلم گرفته و بغض دارم چون خودمم خانوادم مذهبی نیستن و همیشه دلم می خواست حداقل همسرم مذهبی باشه، همش به امام رضا میگم اقاجونم شما که حاجت دادی ولی چرا اینشکلی!