یه اختلافاتی پیش اومده دو ماهه پیش بین خانواده من و شوهرم و جاریم هی قیافه می گرفت و حالا اولین یلدایی جاریمه و مراسم دارن اینا مادر جاریم زنگ زده به شوهرم دعوت کرده شوهرمم فک کنم بهش گفته ما نمیایم این چیزا حالا هر چی به شوهرم میگم چی جواب دادی میگه بیام خونه بهت میگم خوب من تا اون موقه از فضولی می میرم که
همینجوریش یه شهر بام بَده..تو سمت من باش عذابم نده💔🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶 یکروز بالاخره آخرین کسی که تو رو میشناسه میمیره! و خاطرت برای همیشه فراموش میشه....! پس از زندگیت لذت ببر❣️
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
من از اختلافتون خبر ندارم اما اگه من بودم میرفتم و بهترین پذیرایی رو هم از خودم میکردم الان اونا باا خونواده شوهرت میگن دعوتشونم کردیم اونقدر پر افاده هستن که نمیان
یک روز رسد غمی به اندازهی کوه یک روز رسد نشاط اندازهی دشت افسانهی زندگی همین است عزیز در سایهی کوه باید از دشت گذشت! "مجتبی کاشانی"