بیتا دختر خیابونیه و مردا رو تیغ میزده باباشم زیر تیغه میگه اینکارو برای باباش میکنه ولی دروغ میگه
توی یه رستوران با سعید کار میکردن عاشق هم شدن ولی بابای سعید مخالف بود و صاحب رستورانه هم نامزد سابق بابای سعید بود که بعدا با هم ازدواج میکنن سعید هم متوجه میشه بیتا چکاره اس ولی پول دیه پدرش جور میکنه که اعدام نشه و بیتا همچنان به کاراش ادامه میده