خونه مادر شوهرمم فامیلاش اومدن حرف کار خونه کخ شوهرم بهم کمک میکنه یا نه یهو مادرشوهرم میگه ما رسم نداریم مردامون کار کنن خیلی بهم برخورد هیچی نگفتم تو جمع فامیلشونم نمیشد حرفی بزنم ولی خون خونمو میخوره خیلی لجم کرفته دوست دارم مهمونا برم یه تیکه ای بندازم که بفهمه زشت بوده خرفش ولی نمیدونم چی بگم خیلی لجم کرفته
در یک شب از شب های زیبا خدا تورا در دستانمان قراررداد و مارو لایق تو دانست از ان پس تو به زندگیمان رنگ ومعناو مفهوم دادی...پسرمون دارا عشق زندگیه مامانو باباش یه مردادیه جذاب
لطفا اگرازپستی درتایپکی گذاشتم خوشتون اومدیادرتایپکی کمکتون کردم لطفابرای سلامتی وسربلندی وخوشبختی همسروبچه هام دعاکنید هوای یکدیگر را داشته باشیددل نشکنیدقضاوت نکنیدهنجارهای زندگی کسی را مسخره نکنیدبه غم کسی نخندیدبه راحتی از یکدیگر گذر نکنیدبه سادگیِ آب خوردنبر دیگری تهمت ناروا نبندیدبه حریم آبروی دیگریبدون اجازه وارد نشوید ...آدمها دنیا دو روز است !هوای دل یکدیگر را بیشتر داشته باشیم 💖