دستش را رها کردی ک غرق شود در باتلاق پراز مشکلات
رهاکردی ک پرت شود با سر ب ته این گودال
کسی امد لبه ی پرتگاه بغلش کرد و اورا فرسنگ ها از ان گودال مخوف دور کرد
نترس ب کسیک ک گفتی اشتباه زندگیم
دوباره این اشتباه هرگز در زندگیت تکرار نخواهد شد
و تو حسرت خواهی کشید ازاین جای خالی