وای وای تاصبح دارم بنویسم به این آخری قناعت میکنم دانشگاه تاکسی سوارشدم یه پسرهمکلاسیم هم سوارشدپیاده که میشدفکرکردم اضافه کرایه داده مال منوخواسته حساب کنه به راننده گفتم این آقاکرایه موحساب کرده قبول ندارم کرایه موبگیرید....راننده برگشت گفت اون آقاکرایه شماروحساب نکردکرایه خودش بود 😌
به باربرادرشوهرم خونمون بودمن رفتم تواتاق کارداشیان اومدم بیرون دیدم برادرشوهر توهال نیست فک کردم رفته بیرون،ازقضاقفل دردسشویمونم خراب شده بودگفتم تابرادرشوهرم نیومده یه سربرم دسشویی همین که دروبازکردم برادرشوهر م نشسته بود.به حالت التماس دستشودرازکرده بودکه من دروببندم،منم یه ساعت چشم توچشم برادرشوهر دارم معذرت خواهی میکنم،بعددروبستم اومدبیرون هیچکدوم به روی خودمون نیاوردیم🤣🤣😁😁😁🤪🤪