همسرسابق برادر منم معتقد بود کل آقایون عالم بهش نظر دارن و جلوی همون اقایونی که اسم میبرد کلی جلب توجه میکرد
پاییــز اومـــده؛ پیِ نامـــردی، یه نسیـم رفتــه؛ پیِ ولگــــردی ، توو شبِ سیاه… توو شبِ تاریک ، از چپ وُ از راسـت؛ از دور وُ نـزدیک، یه نفر داره؛ جـار میزنه، جـار،آهای غمی که مثلِ یه بختک؛ رو سینه ی من، شـده ای آوار، از گلــویِ من، دستـاتوُ بــردار… دستــاتوُ بردار… از گلــویِ من ...
چرا با حفظ ابروشون قبلا هم باهاش صحبت کردم و قبول کرد ک قطع ارتباط کنه ولی بار ها دیدمش ک ب زن ...
خوب با احترام به شما،فرض کنید اون طرف منم مثلا،میام مستقیم به شما میگم که این زندگی خودمه هر کاری دلم میخواد انجام میدم لطفاً در زندگی من دخالت نکنید .واکنش شما به این حرف چیه؟