2777
2789
عنوان

بیاین ی لحظه

31 بازدید | 3 پست

چیکار کنم 

فردا قراره با دوستام برم جایی خانوم نمیذاره چون ماشینمون خرابه قرار بود با اتوبوس با دوستم برم 

حالا هر چی بهش میگم میگه نه دوست ندارم با اتوبوس بری 

سنمم کم نیست ۱۷ سالمه از پس خودم برمیام بعدشم تنها قرار نبود برم قرار بود با دوستم برم الان دارم دیوونه میشم وایی

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خدایا چقد مغزا پوسیده اس

عزیزم چه پوسیده ای😐 کی نمیزاره بری خونوادت؟ اگه اونا نمیزارن چون واقعا نگرانتن خودتو الکی با اینو اون مقایسه نکن تو هنوز سنت کمه خودت حس میکنی که بزرگ شدی منم نزدیک ۲۰ سالمه اجازه نمیدن تنهایی برم جایی و خودم میبینم چقددددر دوسم دارن و تحمل اینو ندارن که اتفاقی برام بیفته

به وقتش آزادت میزارن الان واقعا برات زوده قدرت تصمیم گیریت کامل نیس مثلا اگه بری یه جای دور دوستات بگن بریم فلان جا تو قطعا موافقت میکنی یه درصدم فک نمیکنی که ممکنه یه فکرایی داشته باشن......

در کتاب چهار فصل زندگی،صفحه ها پشت سرِ هم میروند، هریک از این صفحه ها، یک لحظه اند، لحظه ها با شادی و غم میروند…گریه، دل را آبیاری می کند، خنده یعنی این که دل ها زنده است …زندگی، ترکیب شادی با غم است، دوست می دارم من این پیوند را گرچه میگویند: شادی بهتر است، دوست دارم گریه با لبخند را                                      قیصر امین پور♡
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز