2777
2789
عنوان

چکار کنم+شات

| مشاهده متن کامل بحث + 2363 بازدید | 84 پست
تو پیامای داداشم تهدید رو احساس کردی  میترسم اگر به حرفش گوش ندم سر دعوا بگیره


نه من هیچ تهدیدی احساس نکردم بنده خدا خیلیم خوب حرف میزد فقط حس کردم یکم از حرف مردم میترسه که اونم شاید از جای دیگه پر شده باشه

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

دوسالع


۲ساله خوبه دیگه بگو‌ بی قراری میکرد دل تنگی خونه‌رو میکرد،من پسرم۶سالش میریم مسافرت یه هفته بیشتر بشه برگشتنی میگه اخ جون بریم خونه دلم واسه اسباب بازیام تنگ شده بود،۲،۳سالش که بود که خیلی بدتر بود بهونه میگرفت

۲ساله خوبه دیگه بگو‌بی قراری میکرد دل تنگی خونه‌رو میکرد،من پسرم۶سالش میریم مسافرت یه هفته بیشتر بشه ...

میدونی من از چی میترسم 

ک همین داداش مثلا مهربون وقتی ببینه به حرفش نکردم .رو سرم خراب بشع و هی رو مخم باشه تا بالاهرع منو تسلیم حرف خودش کنه

...
میدونی من از چی میترسم  ک همین داداش مثلا مهربون وقتی ببینه به حرفش نکردم .رو سرم خراب بشع و ه ...

تو که کاری  نمیکنی که بخواد اذیتت کنه،مطمئن باش زنشم نمیذاره هردیقه بیاد به تو سر بزنه،شایدم زنش میترسه بری اونجا داداشت هی بیاد بهت سر بزنه بهش یاد میگه بهت بگه بری خونه بابات

قرار خونه پدرت یه واحد جدا برات درست کنن؟تو اسکرینا داداشت نوشته بود؟

نه بابا 

دارن خونه بابام میسازن 

یه اتاق جدا بمن میدن اونم اگر مامانم بذار .یعنی سرویس جدا ندارع 

اشپزخانع دسشویی حمام مشترک

...
پس امید به خدا میرم 

اره منم خواهرم جدا شده بود با یه بچه کوچیک،اونم شاغل بود بچشم مامانم نگه میداشت از سرکار میومد خونه ما غذاشو میخورد ولی میگفت شب میرم خونه خودم که البته خونشم تو ساختمون خالم بود،منم شبا باهاش میرفتم که تنها نباشه،ولی بعد۱ سال خالم اذیتش کرد دیگه کلا اومد خونه مامانمینا،که اون زمان منو داداشمم مجرد بودیم و بلاخره اونم اذیت میشد 

اره منم خواهرم جدا شده بود با یه بچه کوچیک،اونم شاغل بود بچشم مامانم نگه میداشت از سرکار میومد خونه ...

بعد ۳،۴سالم ازدواج کرد ولی خب اون مدت احساس میکردم اذیت میشه با اینکه بچش تنها نوه بود داماد و عروس دیگه ای نبود ولی خود من چون مجرد بودم خیلی وقتا باهم بحثمون میشد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز