2789

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

چرانمیگیرین؟ 

ماقراره 8دی برای دخترخواهرشوهرم که پارسال عروسی کرده یلدایی ببریم 

خدایا درآینده دوتا عروس خوب مثل عروسای نی نی سایتی نصیبم کن درعوض منم قول میدم مثل مادرشوهرای نی نی سایتی نباشم😂😂
بعضی ها بخاطر اوضاع کشور میخوان نگیرن ولی من بخاطر روحیه خانوادم میخوام انجام بدم  از سفره ها ...

والا کشور گل و بلبله ملت هم دارن زندگیشونو میکنن،یه یلدایی بگیرن بیا و ببین.تنها جایی که خون و خونریزیه اینستاست فقط!!

صادق هدایتمن هیچ وقت در کِیف های دیگران شریک نبوده‌ام، همیشه یک احساس سخت جلوی مرا گرفته. درد زندگی، اِشکال زندگی است. اما از همه این اشکالات مهم تر جُوال رفتن با آدم هاست. یک وقت بود داخل آنها شدم، خواستم تقلید سایرین را در بیاورم، دیدم خودم را مسخره کرده‌ام. هر چیز را که لذت تصور می‌کنند همه را امتحان کردم، دیدم کیف های دیگران به درد من نمیخورد. حس می‌کردم همیشه و در هر جا خارجی هستم. هیچ رابطه‌ای با سایر مردم نداشتم. من نمی‌توانستم خودم را به فراخور زندگی سایرین در بیاورم. همیشه با خودم می‌گفتم: روزی از جامعه فرار خواهم کرد و در یک دهکده یا جای دور منزوی خواهم شد. من نمی‌خواستم خودم را محکوم افکار کسی بکنم یا مقلد کسی بشوم‌.
والا کشور گل و بلبله ملت هم دارن زندگیشونو میکنن،یه یلدایی بگیرن بیا و ببین.تنها جایی که خون و خونری ...

همینطوره همه از چند روز قبل به فکر شب یلدان. بازار همین الان شلوغه واسه مراسم یلدا

برای شفای مادرم حمد بخونید منم میخونم براتون

همینطوره همه از چند روز قبل به فکر شب یلدان. بازار همین الان شلوغه واسه مراسم یلدا

چقدر عالیی...

صادق هدایتمن هیچ وقت در کِیف های دیگران شریک نبوده‌ام، همیشه یک احساس سخت جلوی مرا گرفته. درد زندگی، اِشکال زندگی است. اما از همه این اشکالات مهم تر جُوال رفتن با آدم هاست. یک وقت بود داخل آنها شدم، خواستم تقلید سایرین را در بیاورم، دیدم خودم را مسخره کرده‌ام. هر چیز را که لذت تصور می‌کنند همه را امتحان کردم، دیدم کیف های دیگران به درد من نمیخورد. حس می‌کردم همیشه و در هر جا خارجی هستم. هیچ رابطه‌ای با سایر مردم نداشتم. من نمی‌توانستم خودم را به فراخور زندگی سایرین در بیاورم. همیشه با خودم می‌گفتم: روزی از جامعه فرار خواهم کرد و در یک دهکده یا جای دور منزوی خواهم شد. من نمی‌خواستم خودم را محکوم افکار کسی بکنم یا مقلد کسی بشوم‌.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز