بازم گفت میخواد استعفا بده
بیماره ، اسکیزوفرنی داره
ولی این شغلش تنها منبع درامدمونه
استعفا بده بی پول میمونیم ، بدبخت میشیم
مستاجریم ، پس انداز نداریم
باز الان یه حقوقی میاد
لااقل صبر نمیکنه بازنشستش کنن که یه نصف حقوق بدن بهش
میدونم از کار بیاد بیرون دیگه میمونه کنج خونه ، بدتر میشه وضعیتش
روانه ی تیمارستان میشه
بچم میمونه ، زندگیم داغون میشه
همه ی اینارم بهش گفتم
در آخر هم گفتم اگه اینکارو بکنه طلاق میگیرم
بعدش پشیمون شدم
ولی چیکار کنم
خیلی فشار رومه
میترسم
هیچکسو ندارم ، هیچ کس