حالا من ایین نامه برام راحت بود و خدای اعتماد بنفسبودم انقدر ک برا شهریم حس استادی بهم دست داده بود ک خدا جوری زد پس سرم ک هنوز مبهوتم نمیفهمم از کجا خوردم شوهرم میگ تازه رسیدی ب جایی ک باید همون اول میبودی حقت بود رد شی کسی با دواژده جلسه راننده نمیشه ک تو فکت شوماخری گرفته بودی