2777
2789
عنوان

از بعد ازدواج بی انگیزه شدم

550 بازدید | 40 پست

سلام. 

کسی هست از بعد ازدواج اینطوری شده باشه؟ 

مجردیام درسم خوب بود به جزسال کنکور ک دیگه ازدواجم داشت قطعی میشد. 

کلی رویا داشتم واسه خودم ک مستقل شم، سرکار برم، با دوستام وقت بگذرونم. ولی الان هرچی فکر می کنم چ هدفایی داشتم یادم نمیاد، انگیزه ای ندارم. 

 من همیشه چارچوب های اخلاقی سفت و سخت داشتم، جای خوشگذرونی و تفریح درس میخوندم، حس می کنم بزرگتر از سنم مجبور بودم بفهمم و زندگی کنم. 

الان هم ک سختتر شده شرایطم. هیچ پشتیبانی جز خدا ندارم، وقتی یه مسئله ای پیش میاد و مثلا ناراحتم از خانواده شوهرم، یا رفتارای خودش، مامانم هی میگه گذشت کن خدا میبینه، هیچی نگو،... همیشه منو بی دست و پا بارآوردن بعد توقع داشتن تو شرایط بحرانی مثل یه آدم قاطع و محکم برخورد کنم. 

خیلی دلم گرفته... انگار یادم رفته کی بودم خیلی عجیبه برام ک گم شدم تو زندگیم. 

همیشه تنهام، همیشه تو خونم، دیگه حتی حوصله غذا درست کردن برا خودمم ندارم. 

حس میکنم خانواده همسرم با این ک فامیلن ولی خیییییلی از من و زندگیم سو استفاده کردن هیچ وقت نذاشتن دوران اوایل ازدواج حس نو عروس بودن داشته باشم، اونطوری که باید احتراممو نگه نداشتن، قدردانی نکردن و همیشه متوقع اند و من خشمی ک ازشون دارم هرگز از دلم نمیره درحالی که همیشه باهاشون مهربونمو دلم میسوزه. 

حس میکنم نسبت ب سنم روش زندگی بلد نیستم زرنگ نیستم. خیلی سادم. و الان واقعا اذیتم. 

فقــط دلم میخواست درد و دل کنم یکم. 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ولی تو محکم باش برو کلاس های مختلف 

برای خودت کار پیدا کن اونجور ک دوس داری زندگی کن شاد باش وابسته هیچکسی نباش

بی احترامی زیاده متاسفانه نمیدونم چی بگم کلا انگار زن کالای درجه ۲ هست با داماد همیشه مثل شاه رفتار میشه عروس انگار کلفته 

البته خانواده های با شخصیت و بافرهنگ اینطوری برخورد نمیکنن خیلی احترام میزارن

هروقت از خانواده شوهرت ناراحت میشی با شوخی وخنده حرفتو بهشون بزن ولی تو خودت نریز...بیکاری این فکرها رو به سرت میندازه اگه میتونی یه کلاس هنری برو کتاب بخون خودتو سرگرم کن خودت برا خودت ارزش قائل شو...کاری رو بکن که خوشحال باشی...هیچکی دلسوز آدم نمیشه

خودت قبول کردی ازدواج کنی،باید همه اینارو در نظر میگرفتی ولی شاید سنت کم بوده،فقط یه چی!کارایی که گفتیو الانم براشون تلاش کن چون ۱۰ سال دیگه ازخودت بدت میاد که چرا کاری نکردی که مستقل و شاغل شی

نظراتم متفاوته،فمینیست ام مشکل داری رد شو و باهام بحث نکن،تو میتونی عقاید خودتو داشته باشی ولی نمیتونی به من تحمیل کنی،میتونی ریپ نزنی مگه مجبورت کردن. وزن شروع ۷۵ وزن هدف۵۸
چقد شرایطمون شبیهه منم مثل شمام دارم برای کنکور میخونم

تازه اول راهی عزیزم، سنت کمتره میتونی زندگیتو ازین رو ب اون رو کنی. من حس می کنم دیگه دیره برام بس ک روحیم خستس 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز