خاله جانم بهتر بگم مامان دومم
خیلی دلم برات تنگ شده چرا هرچی میگذره سخت تره
دو روز دیگه تولد انوشاست چرا تنهاش گذاشتی قربون چشمای رنگ عسلت
خاله قلبم سنگینی میکنه تو سینم
چرا هیچی خوشحالم نمیکنه
چرا تو شادترین لحظه هام بازم غم داره قلبم
با رفتنت ی بخشی از وجودمو بردی
عزیزم مادرم دلم برای آغوش پر مهرت تنگ شده
برای محبت مادرانت