توی این سه سال ازدواج هر چند ماه یک بار سر بچه دار شدن بحث کردیم( سه سال هم دوست بودیم) ، هر بار یه بهانه ای می یاره ، چند ماه پیش بحت کردیم به جایی نرسیدیم میگه الان وقتش نیست هیچ وقت قطعی نمیگه نمیخوام که حداقل من بدونم ، میگه من عاشق بچه هام اما الان وقتش نیست ، بهانه ش اینه که مثلا باید اول خونه بخریم ( ما یه خونه داریم که دادیم اجاره و منظورش یکخونه بهغیر از اون خونه س ) حالا باز باهاش بحث کردم که من سی وشش سالمه و تا تو بیای خونه بخری من پیر شدم و نمیتونم بچه دار بشم ، حالا الان بهانه ش شرایط فعلی ایران ،( هر بار یه بهانه ی جدید میاره) خب تا بیاد شزایط ایران معلوم بشه من پیر شدم، خب من چی کار کنم که آرزومه مادر بشم ؟ بهش میگم الان دوماه ایران بهم ریخته ما تپی این چند سال جرا بچه دارنشدیم ؟ باز بهانه میاره ، امشب قطعی مطمین شدم که روش نمیشه رک بگه بچه نمیخواد و من الکی هر بار بحثمیکنم ، باید چی کار کنم ؟ بیخیال بچه بشم ؟ اشتباه کردم دیر ازدواج کردم انقدر دانشگاه رفتم نفهمیدم که باید به فکرازدواجهم باشم 😞
اینطور که از حرفات معلومه بچه نمیخواد، من تو کرونا و شرایط سخت باردار شدم، انشالله که خدا به دلش بندازه و خودش بهت بگه بچه میخواد و به زودی باردار بشی عزیزم ❤️
واسه سلامتی و طول عمر زیاد برای فرزندانم و عشقم و خودم صلوات میفرستی همچنین واسه خونه دار شدنمون هم یه صلوات بفرست ، انشالله حاجت روایی بشی🤲🏼
تو همین الان اقدام کنی از کجا معلوم زود باردار شی من ۳ساله اقدامم
من همه ی این حرفها رو میزنم اما اصلا درک نمیکنه باورش نمیشه که همین الان هم سنم برای مادر شدن زیاده ! هر بار بهانه میاره با من رکنیست ، بهش میگم خب مثلا من چهل و پنج سالم شد خونه و ویلا و اقامت خارج دلشته باشم اما بچه نداشته باشم به جه دردم میخوره ؟! اصلا اصلا نمیفهمه چی میگم