2777
2789
عنوان

جاری عوضیم

| مشاهده متن کامل بحث + 2034 بازدید | 107 پست
بسپارش ب خدا  و بی اهمیت نشو  نقطه ضعف نده  چون این بازی تمومی نداره پس وارد این ...

یعنی سکوت کنم دیگه چقدر سکوت از بس خودخوری میکنم پوست استخون شدم امروز بخدا گفتم چرا جوابشونو نمیدی من دیگه کشش ندارم

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

توهم هر وقت توی این بحثا دخالت کرد،اسم رو اینجوری بگو ،مثلا اسمش علی بود ،بهش بگو خاله علی ،این چیزا ...

بهترین پاسخ به همچین ادمی 

من اصلا لین برخورد ها رو دوست ندارم ولی واقعا وقتی طرف ایتجور بهترین جواب همین

پسرم،شاهزاده من ...‌دخترم، ملکه من.... از خدا خواسته ام همیشه شما را در آغوش بگیرد تا خیالم راحت باشد هیچ وقت تنها نیستید
خیلی اینکارو کردم اما شوهرم اصلا حرفامو گوش نمیکنه پشتم نیستش  


ول کن این اخلاق شوهرتو ،بعضی از مردا  اینجورین،خودت برادرشوهر احمقتو،بشور بزارش کنار

سرنوشت، اسمش با خودشه ..هرچی توی سرمیگذره، همونو مینویسن✨😶
یعنی سکوت کنم دیگه چقدر سکوت از بس خودخوری میکنم پوست استخون شدم امروز بخدا گفتم چرا جوابشونو نمیدی ...

به خودت بگو دارم نیرم تیمارستان محض رضای خدا خدمت کنم  دو ساعت دیگه برمیگردم تو دلت ب عقل کمشون بخند

نمیکنه چه کنم

در ضمن کمتر برو 

کم و گزیده 

چون منم مادرشوهرم همه رو علیه من میکنه 

تا جایی ک برادر شوهرم مثل خاله زنگ ها میگه کی حامله میشی 

درکت میکنم 

ولی هم دهنی با اونها فایده نداره

آخه ببین یدفعه کسی اینقدر بد حرف نمیزنه... عقبه داره... اونقدر بهش چیزی نگفتی به اینجا کشیده که دی ...

درسته حالا موندم چیکار کنم کلی گریه کردم امروز بحال خودم

درسته حالا موندم چیکار کنم کلی گریه کردم امروز بحال خودم

بگو احترام خودت رو نگه نمیداری، احترام صاحبخونه رو نگهدار...

خونه بزرگتر داره تو چرا حس بزرگتری گرفتدت؟!

رو به مادر شوهر پدرشوهرت کن، بگو به احترام شما چیزی نمیگم

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792