یه شغلی پیدا کردم خواهشاً نگین چرا میری وفلان .خیلی دنبال کار بودم نزدیک ۲سال .
ولی دیگه این شد .فاصله اش با خونمون اگه پیاده میرم ۴۰دقیفه است .با ماشین هم ۵دقیقه .
محیطش خوبه در واقع یه کتاب شهره پر از کتاب و لوازم تحریر خوشگل .
صاحبش یه آقای متشخصی بود اینطور احساس کردم گفت اینجا ههمون تیم هستیم و دوستیم فقط من سرگروهم نه رعیس و فلان .اینطوری گفت .
یک هفته دو شیفت رو میام .بعد یک هفته میگه که شیفت صبح بیام یا بعد ظهر .اون یک هفته ایی هم که اونجا هستم حقوقش رو میده . بعد یک هفته بهم میگه صبح بیام شیفت یا بعد ظهر .
یه جمعه هستم یه جمعه دیگه نیستم اینو گفت .
بعد ۶ماه هم هم بیمه میکنه هم افزایش حقوق .
حقوق یک شیفت هم یک ونیم .از ساعت ۹تا ساعت ۲ونیم .
من ساعت ۱۱رفتم صحبت کنم دیدم دوتا دختر با صاحبش بالا نشستن صبحانه میخوردن خیلی هم رفتار محترمانه آیی باهاشون داشت .