ما جمعه جهاز برون دختر عمو شوهرم دعوت بودیم . همه هم رفتیم بعد خواهرشوهر م با جاری کوچک با هم رقصیدن . آخر مراسم هم جاری بزرگ اومد. الان که چند روز بعد عروسی همین دختر عمو هست چون جاری کوچک نمیاد خواهر شوهر هم گفت منم نمیام. جاری بزرگ ه به من گفت من موندم شاید نرم تو هم نرو. منم گفتم (یکم بلند چون می دونستم خواهر شوهرم داره می شنوه )آره من میرم. که شوهرم گفت به خواهرش میری گفت نه بعد شوهرم گفت ما برای رفتن یا نرفتن مون وابسته به کسی نیستیم.
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
من که نمی پسندم . بیست و چهار ساعته خواهرشوهرم اونجاست از بس که بچه جاری فکر می کنه آبجی شه!خرید و با این میره بیرون با اون میره . شوهرم راحت پی خیانت شه. می دیدم دایم سرش تو گوشی ه . شوهرم امروز می گفت یا یه زن ه دیدتش برادرشو