یه زمان پیگیر بودم هی درکم کنن بحث میکردم حرفامو میزدم الان اصن دو خط جداییم چیزیم نمیدونن ک درک کنن
تو که میترسیدی از تاریکی الان چجوری تنهایی خوابیدی؟کاش میدونستم آخرین غروبه , شهرمون جنگه خیابونا شلوغه , دستت تو دستم میدوییدیم تو کوچه که ازم گرفتنت با یه گلوله ...🕊️🤍