هر روز صبح دعا می کنم: «خدایا، با فروتنی از تو می خواهم که جسم، قلب و روحم را تغذیه کنی.تو میدانی به چی نیاز دارم وقتی می ترسم و ناتوان هستم، به من کمک کن تا خود و عزیزانم را به تو و زمان الهی تو بسپارم. به من کمک کن در دستان عشق و آرامش تو باشم و امروز اراده تو را انجام دهم.»
گاهی اوقات من الفبای شکرگزاری را از الف تا ی می خوانم. وقتی نمی توانم در فضای باز ورزش کنم با موسیقی مورد علاقه ام می رقصم.
وقتی پر از خشم یا ترس هستم، تند راه می روم یا شنا می کنم یا با عصبانیت می رقصم تا امواج قدرتمندی از انرژی را آزاد کنم.
دعاهای من این است: "به من کمک کن این احساس را رها کنم!" بگذار خشم من معلم من باشد، نه رئیس من! "عصبانيت مرا بگير و مرا از مرور خاطرات بد بازدار!"