بچها من با خواهرشوهرم چند ماهه از عقدمون دعوای خیلی خیلی بدی افتادیم هرچی از دهنش در اومد بهم گفت بهم من بخلطر داداشم باهات حرف میزدم اوندباعث اشنایی منو شوهرم شد گفت خودم کردم که لفنت بر خودم باد گفت تو هیچی نیستی و .... گذشت ما الان باهم فقط در حد سلام علکیم اصن نمیتونم دلمو باش صاف کنم نمیدونم چیکار کنم اصن دلم هیچ وقت باهاش صاف نمیشه اصلا اصلااا
راست میگ آدم نباید واسطه هیچ ازدواجی بشه.ادموازلطف پشیمون میکنین من نمیدونم چی بینتون گذشته ویکی مقصربوده ولی اینومطمنم اونیک واسطه بوده مسلماقصدش خیربوده معلوم نیس چی کردین ک ب غلط کردن افتاده.
منم با خواهر و مادر شوهر دعوای بدی داشتم الان ۴ ماه اومدم شهر خودمون دیگه پامو نذاشتم شهر اونا حتی یه زنگ بهم نزدن یه بار مادرشوهرم مریض شد زنگ زدم احوالشو بپرسم خیلی سرد جواب داد و هول هولکی خدافظی کرد😊
هیچ وقت ی وقتا یواشکی گریه میکنم دلم میخواد تیکه بشه تو بوترین لحظه زندگیم شوهرم هیچی بهش نمیکف بعدا پشتم در اومد ولی اون موقع وقتی بدترین حرفارو میشنیدم هیچی بش نگف هوف حالا احساسی شبیه تنفر نسبت به خواهرشوهرم دارم با بچش خوبم ولی با خودش اصلا اصلاا