2821
2789
عنوان

داستان منو...

184 بازدید | 5 پست

تقریبا از بچگی میشه گف یجورایی خیلی هم بازی مو دوس داشتم و بهش وابسته شده بودم انگار و تاااا ۱۷ سالگی و اون پسرعموم بود 

میشه گف عاشقش بودم با تمام وجودم 

وقتی نگاش میکردم دلم آب میشد 

دستام میلرزید یخ میکردم

اما اون هیچچچ توجهی ب من دیگه نمی‌کرد حتی رفته رفته کلا باهم دعوا داشتیم و لج بودیم

اما دلم باهاش بود هرکاری ک میکرد 

ولی اون حتی یدفه هم نشون نداد ک اونم ب من حسی داره یان 

تا اینکه شنیدم عاشق شده 

از اون ب بعد تمام روزام و شبام بغض خفم میکرد نمیتونستم بخوابم ب خودم قول دادم هیچ وقت نبخشمش 

و حالا جالب اینجاس عشق بچگیش عروسی کرد 

ی بارم با ی دختری آشنا شد ولی کات کردن 

حالا اون شده عاشق و دلبسته و وابسته ی من 

اما اون روزام ک یادم میاد نمیتونم ب همین راحتی دلمو دوباره بدم دستش 

اصلا نمیخوام بهش دوباره فکر کنم 

چرا این همه سال جلو چشمش بودم ولی منو نمی‌دید 

الانم ول کن نیست و منتظره بهش چند ماه دیگه جواب بدم 

ولی من الان با ی کسی تو رابطه ام خیلی ام دوسش دارم و اصلا نمیخوام از دستش بدم

شما اگ جای من بودین چیکار میکردین🚶‍♀️🥲

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

پسرعمو رو بفرست قاطی باقالیا اونی ک باهاشی رو بچسب

تهش قراره بمیریم. پس بذار از زندگی کردن نترسیم.ها؟ ریسک کنیم.بدویم.برونیم.گریه کنیم.بخوریم زمین.گم بشیم.موزیکامونو گوش بدیم.کتاب بخونیم.فیلم ببینیم.سفر کنیم.مشت بخوریم.جریمه بشیم.چک بخوریم.بخندیم... .         زندگی کنیم . 🤍⛓️.              
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز