2777
2789
عنوان

داستان منو...

190 بازدید | 5 پست

تقریبا از بچگی میشه گف یجورایی خیلی هم بازی مو دوس داشتم و بهش وابسته شده بودم انگار و تاااا ۱۷ سالگی و اون پسرعموم بود 

میشه گف عاشقش بودم با تمام وجودم 

وقتی نگاش میکردم دلم آب میشد 

دستام میلرزید یخ میکردم

اما اون هیچچچ توجهی ب من دیگه نمی‌کرد حتی رفته رفته کلا باهم دعوا داشتیم و لج بودیم

اما دلم باهاش بود هرکاری ک میکرد 

ولی اون حتی یدفه هم نشون نداد ک اونم ب من حسی داره یان 

تا اینکه شنیدم عاشق شده 

از اون ب بعد تمام روزام و شبام بغض خفم میکرد نمیتونستم بخوابم ب خودم قول دادم هیچ وقت نبخشمش 

و حالا جالب اینجاس عشق بچگیش عروسی کرد 

ی بارم با ی دختری آشنا شد ولی کات کردن 

حالا اون شده عاشق و دلبسته و وابسته ی من 

اما اون روزام ک یادم میاد نمیتونم ب همین راحتی دلمو دوباره بدم دستش 

اصلا نمیخوام بهش دوباره فکر کنم 

چرا این همه سال جلو چشمش بودم ولی منو نمی‌دید 

الانم ول کن نیست و منتظره بهش چند ماه دیگه جواب بدم 

ولی من الان با ی کسی تو رابطه ام خیلی ام دوسش دارم و اصلا نمیخوام از دستش بدم

شما اگ جای من بودین چیکار میکردین🚶‍♀️🥲

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

پسرعمو رو بفرست قاطی باقالیا اونی ک باهاشی رو بچسب

تهش قراره بمیریم. پس بذار از زندگی کردن نترسیم.ها؟ ریسک کنیم.بدویم.برونیم.گریه کنیم.بخوریم زمین.گم بشیم.موزیکامونو گوش بدیم.کتاب بخونیم.فیلم ببینیم.سفر کنیم.مشت بخوریم.جریمه بشیم.چک بخوریم.بخندیم... .         زندگی کنیم . 🤍⛓️.              
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز