2789
عنوان

دعوای امشب

92 بازدید | 0 پست

امشب رفتم برای مادربزرگم غذا ببرم چندتا کوچه اونور تر از خونه مامانم هستن خیلی هوا سرد بود بهم باد سرد زدش اومدم تو کوچه دیدم یه سگ لاغر یه مرده بهش سنگ زد که بره کنم عصبی شدن رفتم دعوا گرفتم ولی انکار کرد اون مرده شاید کار خودش نبوده  میخاستم برای سگه غذا بریزم در ظرف برداشتم اما از کنارم گذشت رفت منم سومین روزه عادت ماهانمه نمیدونم سردردم برای چیه مسکن خوردم ولی خوب نشدم 

دانشجوی رشته روانشناسی👩🏻‍⚕️ متاهل و متعهد❤️ خدایا شکرت💙

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792