2777
2789
عنوان

مادر خود ادم

179 بازدید | 10 پست

سلام امشب میخام برم خونه مادرشوهرم یه ارایش ساده کردم یه رژ با کرم پودر چون شوهرم همش بهم میگه خونه ما میخاد بیاییی یه کم ارایش کن مرتب بیا

حالا مادرم جلو بابامو و خواهرم بر گشت بهم گفت میخایی بری عروسی هفت قلم ارایش کردی اصلا دلم گرفته دلم گریه میخاد بغض داره خفه ام میکنه

خدایااا شکرت مادر خودم. ........

منم دیگه چیزی نگفتم 

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

عزیزم حالا حرفی نزده که

مادر من هزار تا چیز گفته من یادم نمیاد اصلا این موضوعات واقعا ارزش ناراحتی نداره 

با فنجانی چای هم میتوان مست شد! اگر اویی که باید باشد، باشد💜

وای یادمه جواب آزمایش خونمون اومده بود بعد مادر نامزد سابقم زنگ زد گفت شب میخوایم بیایم عروسمونو ببینیم منم سریع رفتم آماده شده یه چادر خیلی قشنگ پوشیدم که یه کم نازک بود(لباس محلی بندرعباس باید با چادر پوشیده بشه) بعد بابام الم شنگه راه انداخت مجبور شدم چادر مامانبزرگمو بپوشم

آخرش چی بود خداروشکر مادر خودت چی 

مادر خودم درکم نمیکنه ک شوهرم اینطور دوست داره

و جلوی پدرم من رو کم اورد ما خیلی با پدر رو در وایسی دارم چون خیلی جزبه داره از اون موقع تا الان نگاه نکرده تو صورتم 😪

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز