فروغ فرخزاد یه جا گفته: «هیچ چیز راحتم نمیکند. نه دریا، نه آفتاب، نه درختها، نه آدمها، نه فیلمها، نه لباسهایی که تازه خریدهام. نمیدانم چه کار کنم. بروم و سرم را به درختها بکوبم، داد بزنم، گریه کنم؛ نمیدانم.» و من شدیدا باهاش احساس همذات پنداری میکنم. والا منم نمیدونم چیکار کنم.
😞😞