روزمرگی های یک پرستار .... من دوست دارم با شما دردو دل کنم 🙂🌈....بنویسید امیدوارترین بودیم آن زمان که تن هایمان آغشته درد و زخم بود ....عکس پروفایلم خودم نیستم ⭐آقایون محترم سایت درخواست ندید و توی تاپیکام شرکت نکنید...
تو که میترسیدی از تاریکی الان چجوری تنهایی خوابیدی؟کاش میدونستم آخرین غروبه , شهرمون جنگه خیابونا شلوغه , دستت تو دستم میدوییدیم تو کوچه که ازم گرفتنت با یه گلوله ...🕊️🤍