دیگه نمیتونم نمیکشم. نه اطرافیانم برام مهمن نه خودم نه آینده نه هیچی. فقط فقط از خدا میترسم. میتونید بگید چیکار کنم؟ لطفا کلیشه ای حرف نزنید خیلی شنیدم سنم پایینه و نمیتونم برم مشاور یا روانشناس به تنهایی و نمیخوام کسی از این موضوع با خبر بشه
صادق هدایت : دیشب که نمیداستم برای کدامین یک از دردهایم گریه کنم کلی خندیدم🍃 . از بین دیونه و روانی بودن دیونه رو انتخاب کن و به هم بخند تا که روانی باشی و همه بهت بخندن🤍
میدونه مامانم صراحتا بهم میگه بدرد نخور. میگه خیلی دوسم داره ولی رفتارش اینو نمیگه بابامم طرفدار مامانمه. حتی اگه بخواد منو بکشه هم میگه واست خوبه ما صلاحتو میخواییم. واقعا دلم میخواد ولم کنن. دوسشون دارم. بهشون وابسته شدم. اگه از همون اول نبودن شاید یه چیزی ولی الان طاقت دیدن خار تو انگشتشونو ندارم ولی ازشون متنفرم