با یکی آشنا شدم نزدیک دوماه خیلی انگار خوشش اومده از من منم خب همینطور بعد چن بار مامانش میخواس حرف بزنه بامن منم روم نمیشد خواهرشم گفت بیارش بریم بیرون چهارتایی ینی با شوهرش منو داداشش خودش گفته یه تایمی بگذره میارمش بد امشب گف کی میای ببیننت مامانم اینا میگن بیارش منم گفتم یکی دوهفته دیگ اوکیه گف ن این هفته جدید بیا من بهشون گفنم منم گفتم از طرف خودت قول نده بد میگه بیخیال دوس نداری نیا زوری ک نیس