2777
2789

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

اره برا درس ازاد میخام

سخته خوندنش


حکات شِکالِبون ( شکارچی )

پیایی  داشت از تِه جنگلی رد اِوید ، شیرینِه دید که سی شغالی 

خط و نشون اِکشَه ، شغال رَهد مین هونَس و درِنِه بست ولی شیر

 هَنیم به حرکاتِس ادامَه اِداد و شغالِنِه به جنگ دعوت اِکرد . 

پیاکه سرگرم سیل کِردن به ای ماجرا بید که غِلاغی از بالای 

دَرَخت از هُو پرسید چه چی ای   تونِه ایقد متعجب کِرده ؟!  

پیاکه گفت : به خط و نشون شیر فکر اِکُنم و شغال که رهد

 به هونس و به در نیا !؟

غِلاغ گفت : ای نادون هُنو تونِه سرگم کِردنَه تا روآ  تَرِستَه با 

غِذاتِه  بخورَه .

پیا که دید غِذاس از دستِس رفتََه  ،اِز غِلاغ  پرسید روآ غِذامِه برد

 به شیر و شغال چه اِرَسَه ؟! 

غِلاغ ایجور توضیح داد : روآ گشنس بید توان حمله  نآشت ، 

غِذاتِه خورد و نیرو گرفت ، شیر هم بدنِس کُفتَه بید خُسِه گرم کِرد

 تا وقت حملَه  آماده با  و شغال هم خسته بید رفت به هونَه 

تا نیرویی تازه کُنَه  تا او موقعی که جلوتر رفتی ، هر سه به تو

 حمله کننُ   تونِه بخورن !؟

پیا گفت اِز اطلاعاتی که به  مو دادی چه به تو اِرَسَه ؟

غِلاغ گفت :هُنو  کیسهَ زر تونِه  به مو وعدَه داده بیدن  تا

 تونِه سرگرم کُنُم   .   

کسی رو نیمه‌ی راه ترک نکنید ، شاید این مسیر اون نبوده و فقط بخاطر تو اومده باشه .
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108