کی هست؟ کاش ماهم یه خانواده اهل شب نشینی داشتیم
طرف ما ده میرن زیر طاق جلی
یادش بخیر میرفتیم روستا خونه بابابزرگم عمه ها وشوهراسون عموهام و. میومدن تا آخرشب میموندن من بچه بودم تشکم وبالشمو مامانم میاورد مینداخت اونام جمع میکردن میرفتن گاهیم از رو نمیرفتن بلند میشدم میدیم همینطور دارن حرف میزنن