ااتفاقا به خاطر خشمی که طی سالها در من جمع شده وابستگی عاطفی به پدر و مادرم ندارم
فقط چون مادرم سعی داشت بگه ضعیفی و نمی تونی درست تصمیم بگیری و از پس خودت بربیای و یه جورایی لوس بار اومدم ذهنم میگه بهش بگو چی شده و برای سرزنش نشدن از بابت اشتباه احتمالی که خواهی داشت یا دچار دردسر نشدن در نتیجه تصمیم غلطی که می گیری باهاش در میوم بذار موضوع رو