من یه همکلاسی دارم شدیدا تو مخ واقعا هروقت تقلب بخاد پیش من میشینه یعنی فکر کنید امتحان باشه بدو بدو میاد پیش من سر آخرین امتحان انقدر تمرکزم و خراب کرد برگه انداخت نمرم افتضاح شد ما اگه ۲ و ۳ بزاریم ب کل اشتباه میشه همه چی دیروز که اومد گفتم باز تو اومدی از من استفاده کنی هروقت کارت لنگه میای پیش انگاری خیلی بهش بر خورده بعد کلا اون یکی دوستتم بخاطر اون واسه من طاقچه بالا میندازه من عاشق درسم عاشق هدف هام کلا میخام اینو بگم خط هامون فاز هامون از هم جداست کلا آدم هایی نیستن که خیلی اوکی باشن و با از دست دادنشون چیزی کم شده باشه ازم اما واقعا ناراحت شدم که امروز یه تیم شدن من تنها البته ابن تنهایی و به روم نیاوردم اما این درسته که بخاطر تقلب کنار من باشن و واقعا شرایط و وقت کم باعث میشه نتونم یه وقتا برسونم اما جوری رفتار میکنن انگار طلب کارن واسشون همه کارم کردم فیلم میگرفتم برای تدریس شب امتحان که نمره خوب بگیرن انقدر کمکشون کردم اما این رفتار ایا درسته ؟؟؟واقعا دلم شکست امروز چرا خوبی های دیگرانو وظیفه میدونن بعضی ها؟کلا رفتارشون انقدر بده حس میکنم واقعا تحمل او ۸ ساعت مدرسه کوفتی و ندارم دیگه آخر خوبی هایی که کردم همینه؟بخاطر تقلب من و میخاستن؟؟مسخره است آخرین بازم پیش من نشست و امتحانش نیوفتاد حالا امروز قیافه میگیره بهترین واکنش چیه مقابلشون یعنی ؟