یک پسره ازم خوشش اومد یک ماه هر روز میاد دیدنم رابطه فیزیکی نداشتیم بعد یک ماه گفت تو دوست معمولی من هستی چون دختر خ خوبی هستی بهم آرامش میدی میام دیدنت منم گفتم من دوست دارم گفت من ندارم منم گفتم باشم گفت فردا با دوستم میام دیدنت با دوستش امد من با دوستش گرم گرفتم خ خ ناراحت شد وقتی دوستش رفت گفت خ ج نده ای گفتم چرا .گفت میخوای با بهنام دوست شی گفتم نه ولی بشمم به خودم مربوطه تو که حسی به من نداری .خلاصه دوستی ما شکلش عوض
شد دیگه برام وقت نگذاشت و چند بار تحقیرم کرد و دوستی تموم شد به نظرم شما منظورش از دوست عادی چی بود با خیلی از دخترها هم همزمان با من بود حتی باهاشون رابطه فیزیکی داشته خودش اعتراف نمود