من یه همکلاسی دارم انقدر زرنگه هیچکس بجز خانواده خودش نمیدونه دانشجو شده حتی باردارم بود نزاشت کسی بفهمه کلا زندگیش سکرته نمیزاره کسی دخالت کنه البته متاهله
ولی من بدبخت گیر یه بابا فضول و زن بابای خاله زنک افتادم امروز غذا گذاشتم گوشه یخچال فردا ببرم دانشگاه از اون موقع تا الان صدبار درشو باز کردن میگن اینو چرا برداشتی؟؟؟ کافیه پریود بشم بابام حتی سرش تو سطل اشغاله پریودی منو بفهمه
کافیه یه دکتر بخوام برم باید کل فامیل بفهمن
برام خواستگار اومده بود از قبل بابام به کل طایفه و عمه هام گفته بود بعدشم زن بابام همه جا جار زد
حق نفس کشیدن بیرون رفتن ندارم همه میفهمن ولی بابام خودش انقدر زرنگه گوشیشم زنگ میخوره پیش من جواب نمیده میگه تو کارم دخالت نکن
امشب یه اب گذاشتم جوش بیاد الان ده بار میپرسن این اب برای چیته میخوای چکار کنی دوبارم درشو باز کردن
کاش میشد برم جایی زندگی کنم انقدر توش دخالت نباشه