شوهرش سه سال پیش کرونا گرفت و فوت شد دو تا پسر نوجوان داره یه دختر بچه دبستانی. میگه خانواده شوهرم سر نمیزنن بهمون.میگه وقتی بچه هام برم با روی باز براشون غذای خوب درست می کنن یا میگن بیا پنیر ببر گردو ببر واسه صبحتون. یا نون میدن که ببریم خونه. ولی اگه ما یک ماهم نریم اصلا زنگ نمیزنن و سراغ نمی گیرن. اصلا نمیگن بچه ها هستن یا نه. دورهمی میشه خونه برادرشوهراش عقد عروسی اصلا اینها خبر ندارن و کسی خبرشون نمی کنه. خیلی بنده خدا گریه کرد امروز.که بچه هام بهانه میگیرن زنگ زدم پدرشوهرم خیلی بی محلی کرد. ایا حق داره از خانواده شوهرش انتظار داشته باشه
«وقتی بچه هستی، مدام از تو میپرسند: «حالا فرض کنیم همهی مردم خودشون رو انداختن توی چاه. تو هم باید این کار رو بکنی؟». وقتی بزرگ میشی ماجرا فرق میکنه. آدمها بهت میگن: آهای. همه دارن میپرن تو چاه. تو چرا نمیپری؟!
حق ک داره ولی ما هم از بچگی همینجوری بودن باهامون فکر میکنن اگه بهمون محبت کنم ما توقعمون میره بالا و رو میشیم ولی من مامانم خیلی مغرور بود اصلا بروس نمیآورد به ما هم یاد داد به کسی وابسته نباشیم و محبت طلب نکنیم
همین که ادعای ارث و میراث نکردن یا بچه هاشو ازش نگرفتن،آدمای خوبین اینم بچه هاشو هفته ای یا ...
خونه نداشتن مستاجر بودن. بعد فوت اون مرحوم پدرشوهره یه واحد اپارتمان جدای از خودشون بهشون داد که بشینن. میگه ازین لحاظ خیلی خوبی کرده . ولی دیگه بچه ها رو تحویل نمی گیره. که سر کاری حرفه ای چیزی بچه ها رو بفرسته یا حامیشون باشه و بیرون ببرن بچه ها رو