سلام من بیست سالمه و یک ساله که به خونه خودم رفت ما با خانواده همسرم توی یک ساختمان زندگی میکنیم همسرم بیست و نه سالشه
من مادر شوهرم مریض شده چند روزه منم گفتم حال نداره غذا درست کنه بذار برای فردا شب دعوتش کنم بیاد
چند روزه هم خودم میرم براش غذا درست میکنم
تصمیم گرفتم مامانم اینا هم بگم بیاد (چون فامیل هستیم)
امروز صبح رفتم به مادرشوهرم کمک کنم برای غذا ناهار موندیم
سر سفره مادرشوهرم به پدرشوهرم گفت که فردا شام مهمانیم طبقه بالا به جای اینکه بگه زحمت نکشید یا هر تعارف دیگه ای بدون هیچ مکثی گفت خواهرم هم دعوت کنیم بیاد😕
من بهم برخورد اما چیزی نگفتم هنوز
شوهرم هم گفت خونه جا نداریم باهم دعوت کنیم بعدا میگیم
اما من بهم برخورد دلم نمیخواد هم دعوت کنم چون هنوز زوده برامون و رسم شون نیس به این زودی دعوت کنند
من چیکار کنم الان اگه بعدا شوهرم گفت دعوت کنیم
چون قبلاً هم گفته من فکر کردم خودش میگه، الان متوجه شدم از پدرش شنیده و یاد گرفته
نمیدونم چیکار کنم نظرتون چیه😄
راهکار با سیاست بدید