ادمها مجبورت میکنند عوض شی بعد مینالند از بداخلاقییت از اخم هایت وبخاطراینکه احساساتی نیستی بر تن زخمی ات طعنه میزنند؛کس چه داند که چه اشک ها در خلوت ریخته میشود و چه داند که چند بار تکه های شکسته ام را جمع کرده ام،بهم چسپانده ام و خودم،خودم را سخت در اغوش کشیده ام تا دوری کنم از ادمهای اطرافم ک هربار چینی ظریف مرا به بهانه خانواده و محبت و عشق شکسته اند.کاش دور میشدم از تمام ادمهایی که قاتل روح و جانمند❣
منم ماه پیش اینجورشدم ی ماه تاخیرداشتم ولی با قرص پروژسترون که ۱۰شب شبی ۲تاخوردم بعد چندروز ازتمام شدن قرص شدم،ی بارم دوتا آمپول پروژسترون زدم بعد۱۰روز شدم.
منم ی مادرم فقط فرقم اینه منتظرهبچمم♥️خدایا خودت یه نگاهی به زندگیمون بنداز. یک عدد مامان منتظر
دوست داشت با کل شهر بخوابه..... منم دیگه بیدارش نکردم! (من وانمود کردم دردم نیومد، اما درد پیرم کرد) :( زمان شما محدوده ، بنابراین زندگی خودتونو برای زندگی دیگران از دست ندید! ❤️اونجا که شادمهر میگه،بهم قول داد ولی هربار خلافش اتفاق افتاد ، اونم دوست داشت منو اما نه اونقدر که نشون میداد