2777
2789

سلام دوستان خوبید؟

من دوساله ازدواج کردم  و رفتار مادرشوهرم دقیقا بعد از  روز عقد باهام عوض شد که وقتی تنهاشدیم بهم گفت ما چون مهریت بالابود نمیخواستیم عروسمون بشی ولی چون پسرمون دوستت داشت دیگه راه برگشتی نداشتیم و یکم منو پدرشوهرت نگرانیم برو مهریه ت رو ببخش که من ک واقعا کپ کرده بودم نمیدونستم چی بگم باورم نمی شد مادرشوهری ک انقدر جلوی همه قربون صدقم میرفت یهویی لحنش عوض شه هیچی نگفتم چون زبونم بسته بود تااینکه  بعد از مدتی دیدم ۴ تاداماد ها و ۳ تاعروس های دیگه اصلا و ابدا به خونه مدرشوهر مادرشوهرم زنگ نمیزنن و رفت امد نمیکنن و اصلا محلشون نمیدن بازم گذشت عروسی کردم و روزی ۴ یا ۵ بار مادرشوهرم زنگ می زد بهم حرفا و سوالای شخصی مثلا کی بیدار شدی چرادیر بیدار می شی ، حتی سوالای زشت خوصوصی و تیکه بارم میکرد مثلا میگفت ازوقتی پسرم اومده پیشت خیلی عوض شده زیرچشماش گود رفته نکنه قلیونی چیزی میکشه اخه خونه من که بود ماازاین چیزا نداشتیم 😳 منظورش این بود تو قلیونی کردی پسرمو منم درجوابش گفتم نمیدونم والاوای که نگم براتون امکان نداره بشینی پیشش تیکه نندازه بامهربونی خوش اخلاقی خوش رویی و خنده بدترین توهینارو بت میکنه

یه وقت هایی باید تیپا بخوری تا توپت پر بشه، خداجونم بابت داده و نداده ات شکر که هرچی شد صلاحم توش بود

واقعا نمیدونستم چی بگم و بازم گذشت تااینکه یکروز که خواب بودم نتونستم جواب زنگشو بدم و عصرش رفتم خونشون ک یک دفعه گفت چرا جواب ندادی من داشتم الان بامامانت میحرفیدم و بهش میگفتم تو بمامحل نمیدی😳 مامانمم بهش گفته حتما خوابه یا کارداره

اینجادیگه واقعاااا صبرم تموم شد و تصمیم گرفتم اینقدر مثل بز نگاه نکنم و تصمیم گرفتم رابطمو بخاطر ارامشم کمی باهاش کمرنگ ‌کنم یا کمتر برم خونشون و تاوقتی زنگ میزنه زود به بهونه ای بگم کاردارم و قطع کنم ولی اون زرنگ تر از اینحرفا بود و فهمیده بود من زود قطع میکنم برای همین تا گوشی برمیداشتم میگفت الوتیکشو مینداخت 😐

تصمیم گرفتم جواب زنگشو ندم کلا چون چیزای چرتو پرت میگفت مثلا میگفت بچه دار نشو یا مهریتو ببخش😑یا میگفت نون براتون فرستادم تونخوری بده شوهرت بخوره😐 دیکه واقعا داشتم دیوونه می شدم این نکته رو بگم ک اصلا از حرفاش ناراحت نمی شدم خوب ته دلم میگفتم پیر زنه پیره حتما بلد نیست ولی از اینکه روزی ۴ بار میزنگید و مجبورم میکرد از زندگیم بش بگم و باید ب تیکها گوش میدادم واقعا عذاب میکشیدم تااینکه تصمیم گرفتم کلا جوابشو ندم که پدرشوهرم زنگ زد به شوهرم

یه وقت هایی باید تیپا بخوری تا توپت پر بشه، خداجونم بابت داده و نداده ات شکر که هرچی شد صلاحم توش بود

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

اولین کاری ک میکنی این باشه ی روز ک شوهرت خونه بود تلفنشو جواب بده بذار بلندگو پسرش بشنوه مامانش چ چیزایی میگه بیخودی بیگدار ب آب نزن بعدش هم کم کم رابطتت رو کم کن 

به شوهرم که چرازنت جواب تلفن مارو نمیده و همسرم ک بشدت وابستگی مالی داره به پدرش بامن صحبت کرد ک باهاشون رفت و امد کن و وقتی اینکارو نمیکردم سرد و یا قهر میکرد اینم بگم ک خیلی عاشقمه همسرم ولی از نپختگی این کارو میکرد قبلا الان ک دیگه چیزی نمیگه بازم گذشت تااینکه دیدن اینکاراشون فایده نداره و مدام بین منو باخونوادمو دوبه هم زنی میکردن و این موقع تصمیم گرفتم هر طور شده این ادمارو از زندگیم بیرون کنم ب همسرم گفتم میدونم مادرپدرتن و دوستشون داری ولی من واقعا نمبتونم باهاشون بسازم دوست ندارم حریم بینمون خراب شه ولی اون مادر گوزو طوری خودشو خوب نشون داده بود ک شوهرم میگفت من باورم نمیکنم مادررم بهت این حرفارو زده باشه ک من بهش گفتم باشه باورنکن ولی ازم نخواه باهاشون رابطه داشته باشم هروقتم خواستن بیان اینحا من وسایل پذیرایی اماده میکنم و میرم خونه بابام توام هروقت دلت خواست میتونی بری خونشون ولی ازمن نخواه که بیام خونتون خلاصه این روزا گذشت تااینکه دیدم پدرشوهرم اومد درخونه و بهم گفت که چراجواب مارو نمیدی باید از اینخونه بری منم میخوام در رو قفل کنم چون این خونه رو من برات خریدم و منم سریع

یه وقت هایی باید تیپا بخوری تا توپت پر بشه، خداجونم بابت داده و نداده ات شکر که هرچی شد صلاحم توش بود

منم سریع زنگ زدم به داداشم جریانو گفتم و داداشم زنگ زد به باباش و حسابی باهاش دعواکرد و باباهه رفت ازخونه 

ولی دوباره هی زنگ میزنه و انگار ن انگار این اتفاقا افتاده و میخاد برم خونشون رفت و امد کنم😐 دیروز که بازار بودم چندبار زنگ زدن و علاوه براینکه نمیخواستم باهاشون صحبت کنم خیلیم دستم گیر بود وسط خیابون و جواب ندادم دوباره مادرشوهرم زنگ زده به مامانم گفته نمیخوام گله دخترتو بکنم ولی دخترت جواب منو نمیده😐 

مادرمم ساده بهش گفته من از طرفش ازت عذر میخوام

بارها مادرشوهرم اومده خونم کشو کمدارو گشته و وقتی گفتم لباسا زیرمون تو کشوهاست توروم گفته اینجاخونه تونیست خونه پسرمه ولی واقعا شماجای من بودید چ میکردید؟؟؟ من ادم بی احترامی و تیکه پرونی و توهین کردن نیستم ولی تحمل اینهمه تیکه و کنایه هم ندارم بهم حق میدید باهاشون قطع ارتباط کنم؟؟ 

نمیدونم باچه ربونی بهشون بگم نمیخوام باهاتون صحبت کنم یا خونتون بیام من فکرمیکنم اینها چون عدوس دومادای دیگشون جدا شدن یا خونشون رفت و امد نمیکنن میخوان من برم و بیام ک همسایه هاشون فکرکنن من باهاشون خوبم چون وقتیم خونشون میرم محلم نمیدن

یه وقت هایی باید تیپا بخوری تا توپت پر بشه، خداجونم بابت داده و نداده ات شکر که هرچی شد صلاحم توش بود
خب توام مثل بقيه عروسا قطع ارتباط كن

بابا نمیشه لعنتیا ی جور رفتار میکنن انگار هیچی نشده ترشی میفرسته سرزده میادخونه

یه وقت هایی باید تیپا بخوری تا توپت پر بشه، خداجونم بابت داده و نداده ات شکر که هرچی شد صلاحم توش بود
بزن در ک.و.نش پرتش کن جایی که عرب نی انداخت

کاش میتونستم همینکارو بکنم😂

یه وقت هایی باید تیپا بخوری تا توپت پر بشه، خداجونم بابت داده و نداده ات شکر که هرچی شد صلاحم توش بود
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792