منم سریع زنگ زدم به داداشم جریانو گفتم و داداشم زنگ زد به باباش و حسابی باهاش دعواکرد و باباهه رفت ازخونه
ولی دوباره هی زنگ میزنه و انگار ن انگار این اتفاقا افتاده و میخاد برم خونشون رفت و امد کنم😐 دیروز که بازار بودم چندبار زنگ زدن و علاوه براینکه نمیخواستم باهاشون صحبت کنم خیلیم دستم گیر بود وسط خیابون و جواب ندادم دوباره مادرشوهرم زنگ زده به مامانم گفته نمیخوام گله دخترتو بکنم ولی دخترت جواب منو نمیده😐
مادرمم ساده بهش گفته من از طرفش ازت عذر میخوام
بارها مادرشوهرم اومده خونم کشو کمدارو گشته و وقتی گفتم لباسا زیرمون تو کشوهاست توروم گفته اینجاخونه تونیست خونه پسرمه ولی واقعا شماجای من بودید چ میکردید؟؟؟ من ادم بی احترامی و تیکه پرونی و توهین کردن نیستم ولی تحمل اینهمه تیکه و کنایه هم ندارم بهم حق میدید باهاشون قطع ارتباط کنم؟؟
نمیدونم باچه ربونی بهشون بگم نمیخوام باهاتون صحبت کنم یا خونتون بیام من فکرمیکنم اینها چون عدوس دومادای دیگشون جدا شدن یا خونشون رفت و امد نمیکنن میخوان من برم و بیام ک همسایه هاشون فکرکنن من باهاشون خوبم چون وقتیم خونشون میرم محلم نمیدن