بعد گفتم تو سیگار میگشی؟ گف یعنی چی. چی داری میگی منو سیگار؟!! گفتم چرا دروغ میگی تو همین الان من خوندم توام پاکش کردی هرچقد گفتم بازم قبول نمیکرد بیشتر حرص میخوردم ولش کردم بچه ها خوابیدن من برا پسرم نقاشی میکشیدم تموم شد اومدم خوابیدم رومبل اومده پیشم منم اخم کرده بودم گفتم حداقل دروغ نگو بازم خیلی تابلو داشت دروغ میگفت بعد گفتم بگو مرگ تو سیگار نمیکشم گف نمیگم پاشد رفت دستشویی دیگ مطمئن شدم راسته با اینکه گردن نمیگیره
ما از اوناشیم ک اگ برامون ی قدم برداری برات دربست میگیریم برسی ب خواستت)))) ننگ ب سربازی ک آخر جنگ خشابش پر باشد
من مامانم از سیگار متنفره اگ بفهمه شوهرم سیگار میکشه دیگ هیچوقت تو روش نیگا نمیکنه خودش زندگی سختشو بخاطر بچه هاش تحمل کرده همیشه ب من میگ اگ مشکلی داشتی تو زندگیت ک حل شدنی نبود بخاطر بچه هات تحمل نکن بچه هاتو خودم بزرگشون میکنم ولی نمیزارم توام مث من سختی بکشی. حالا دیشب گفتم ب مامانم میگم ترسید. نمیخوام بهش بگم چون هم از چشم مامانم میفته هم اینکه میگم وقتی اگ میکشه ام اینهمه سال جوری کشیده ک من هیچی نفهمیدم پس قرار نیس زیادش کنه و علنی بشه
ما از اوناشیم ک اگ برامون ی قدم برداری برات دربست میگیریم برسی ب خواستت)))) ننگ ب سربازی ک آخر جنگ خشابش پر باشد
چ حرفیه شما میزنی... من تایید نمیکنم کارشون رو ولی ۸ ساله سیگاریم... تا حالا تو عمرم جز سیگار هیچی استفاده نکردم... نباید ب روش میاوردی
لنا؟مامانی؟مامانی من خیلی دلم میخواست تو کنارم باشی خیلی دلم میخواست که شبا با صدای نفسات بخوابم عصرا که بابا مهدی نیست من سرم گرم بازی کردن با تو باشه...مامانی ببخش که ندارمت😭مامانی ببخش ک نشد تو دخترم باشی😔مامانی بیا منو ببر پیش خودت😔از طرف من به خدا و مامان مونا خیلی حالش بده خیلی اینجا تنهاست... مامانی؟کاش از دستت نمیدادم...