2777
2789
عنوان

طلاق و حدایی

| مشاهده متن کامل بحث + 1589 بازدید | 140 پست
خدایااا منم این همه عذاب میکشم خونه شوهر ولی باز فک اینو میکنم اگ طلاقم نداد چند سال چجور خونه بابا ...


آره. وسط منگنه موندم نه تحمل خونه بابا و سختیاش دارم نه تحمل فشار اذیت شوهرم حبسم کرده تو خونه از صبح میره تا شب. نه میتونم برم خرید نه میتونم بچمو از مدرسه بیارم. میگم ماشینو بده بهم برم خرید و دنبال بچه از مدرسه بیارمش میگه نه. ینی جوری بارمون آوردن که وابسته به خودشون باشیم

من اثر دعای معراج تو زندگیم خیلی دیدم عزیزم اینو بگیر بخون فوت کن سمت خودت خانوادت همیشه بزار کنارت ...

دورت بگردم.... حتما.... خانواده شوهرم یه جوری رفتار کردن انگار منتظر بودن من از پسرشون جدا بشم.... نه یبار اومدن دنبالم نه زنگ زدن اصلا هیچکاری نکردن.... فقط یبار خالش زنگ زد گف شوهرت داره میمیره از دوریت برگرد سر زندگیت من خر داغ بودم عصبانی بودم رو دنده لج بودم گفتم دیگه نمیخوامش.... ولی زمان گذشت تازه فهمیدم چه خاکی ریختم تو سرم

نفس مامان کجایی اخه چقد منتظرت بمونم😞

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

آره. وسط منگنه موندم نه تحمل خونه بابا و سختیاش دارم نه تحمل فشار اذیت شوهرم حبسم کرده تو خونه از صب ...

اوایل شوهر منم اینجوری بود من هیچ کاری نمیکردم گوش میدادم اما دید آنقدر همه کارو خودش میکنه خسته شد الان کاری نداره سعی کنید همه کارهارو گردنش بندازید حتی مرخصی بچه ها 

تو که میگی اولویتش چیز دیگه بوده  و هیچوقت باهم وقت نمیگذروندین مگه نمیکی حتی تو مریضیت هم تن ...

حالا شوهرت طلقت میده ؟

فک کنم بد بخت تر از همه منم 

اخه مشکلم یکی دو تا نیس ک انگار زن گرفته دیگه همیشه تا بخام بمیرم باید ب اجبار با این زندگی کنم 

من اگ راضی شه طلاق بده چند ماهو میتونم خونه بابام تحمل کنم بعدش هر جور شده با قرض و... پول اجاره ی خ.نه رو جور میکنم میرم سر 

اومدیم چند سال منو طلاق نداد من میمیرم خونه بابام

به سلامتی حرفایی که تایپ شد ولی سند نشد و پاک شد...🌙🚬 به سلامتی حرفایی که ته دل موند و اخر سرم پست شد و لایک شد :)💔

شوهرت ازکجا بدونه اگه بیاد دنبالت برمیگردی؟ 

خب یه نشونی بده . بعدشم بنظرم این فرهنگ غلطه زن بشینه منفعل تا مرد کاری کنه ‌. ببین اینکه خودت تصمیم بگیری خودت خطر کنی خودت بری شخص مورد نظرت رو بدست بیاری لذت بخشه . تو انسانی  مستقلی بااین فرهنگ غلط که واسه خانم ها جا انداختن عمر تلف نکن . پاشو الان زنگ بزن شب بیاد دنبالت خبرم نده ب خانوادت شب آماده شو اومد برو بعدم یه نامه بذار بگو بین خودمون حلش کردیم .معذرت خواهی کن‌.تشکر کن و بگو بهشون اونا جای تو نیستن و بهتره برات تصمیم نگیرن 

اگه اونقدر حقیری که جای بی نام و نشونی مثل اینجا میخوای خودنمایی کنی و تمجید بشنوی . اگر اونقدر زندگیت خرابه که مجبوری اینجا خودتو تخلیه روانی کنی و عقده هات رو به نمایش بذاری .رومن ریپلای نکن بیمار روانی زیاد دیدم تشخیصت برام آسونه . من اینجا یک بی هویتم و ادعایی ندارم هرچی دلت میخواد فکر کن درباره من دفاعی ندارم چون برام فقط سرگرمیه و تو زندگی واقعی چیزی کم ندارم که بخوام اینجا بروز بدم نداشته هام رو. من هستم تا اندازه تجربه خودم کسی ر‌و حمایت عاطفی یا راهنمایی کنم موافقم نیستی که نیستی توهم نظر خودت رو بذار و رد شو .
آره. وسط منگنه موندم نه تحمل خونه بابا و سختیاش دارم نه تحمل فشار اذیت شوهرم حبسم کرده تو خونه از صب ...

بمیرم الهی... منم یکی دوسال اول ازدواجمون همینجوری رفتار میکرد باهام... حبس بودم کلا تو خونه ولی خب رفته رفته ازاد ترم گذاشت.. بازار میرفتم خونه فامیلا میرفتم باشگاه میرفتم ولی فقط تنها بودم... هیجا کنارم نبود... همین نبودناش خستم کرد. دلم میخواست جایی میرم کنارم باشه... میگم زندگیم درد بی درمون نبود فقط عجله کردم. میشد درستش کنم ولی تحت تأثیر حرفای خانواده و عصبانیت بیش از خدم از اینکه منو پرا کرد بیرون تصمیم غلط گرفتم

نفس مامان کجایی اخه چقد منتظرت بمونم😞
دورت بگردم.... حتما.... خانواده شوهرم یه جوری رفتار کردن انگار منتظر بودن من از پسرشون جدا بشم.... ن ...

ببین عزیزم منم اوایل زندگیم معروف بودم اصلا خانواده شوهر آدم حساب نمیکردم شده بودم باهاشون دشمن یکبار که قهر کردم هیچ کدوم پشتم در نیومدن بابا باهم صحبت کرد گفت باید پدر مادر همسرت ازما بیشتر دوست داشته باشی تا بدون تو کاری نکنن من قول دادم خودم رفتارم درست کنم منم شوهرم خیلی دوست دارم تو زندگیم اولین کسی هست دوستش دارم رفتم خودم اصلاح کردم الان بعد ۱۵ سال همشون آنقدر دوستم دارن که یه روز خواهرشوهر گفت تو خواب دیدم داداشم زن گرفت میگفت آنقدر گریه میکردم میگفتم هیچ کس جای زن دادش نمیگیره هنوز تو خواب بوده 

بقران قسم میگی..... طلاق سخترین و عذاب اور ترین اتفاقه تو زندگی..... تو دادگاه گفتم که خودش برد منو ...

چند سالته ؟ شوهرت چند سالشه ؟

حالا ک کاریه ک شده اینجوری بخای بشینی خودتو سرزنش کنی ذره ذره اب میشی 

والا خانوادت ک پشتتن ب نظرم خیلی خوشبختی 

فعلا برو سر کاری جایی یکم روحیت عوض شه شاید ی مدت گذشت خودش دوباره برگشت 


به سلامتی حرفایی که تایپ شد ولی سند نشد و پاک شد...🌙🚬 به سلامتی حرفایی که ته دل موند و اخر سرم پست شد و لایک شد :)💔
ولی اینو فقط کسایی میفهمن که کشیده باشن... هرکی از دور میبینه میگه خونه بابات بهشته عشق و حالتو بکن ...

آره واقعا اینو ما درد کشیده ها میفهمیم. کاش اینقدری که ما بهشون وابستگی داشتیم اوناهم داشتن. منکه اینقدر طاقت نیاوردم خودم زنگ زدم التماس و پاش افتادم  که بیا دنبالم برگردم اونم بعد کلی ناز کردن گریه زجه زدنام  اونم ناز کرد شرط شروط گذاشت. ومنم پا فشاری کردم تا اومد دنبالم بریم خونه. الانم ک اومدم خونه دارم ازینکه صبح تاشب تنهام و نمیذاره حتی با بچم برم خرید اذیتم میکنه. حوصلم سر رفته تو خونه میخام برم باشگاه برم تا خیابان یه دوری بزنم. 

حالا شوهرت طلقت میده ؟ فک کنم بد بخت تر از همه منم  اخه مشکلم یکی دو تا نیس ک انگار زن گرفته ...

نطلاق نمیده.... همینم عذاب اوره.... بلاتکلیفی.... نه میتونم یهو از دلم بکنمش نه میتونم نگهش دارم... طلاق نمیده و دنبالمم نمیاد.... موندن خونه بابامم عذب اوره. قبلا باید حواب یه نفر رو میدادم الان ده نفر باید تو هرکار من نظر بدن. هووووووف. ماها که وابسته ایم تنها زندگی کردن برامون هیلی سخته... شاید به حرف بگیم میتونیم ولی تو عمل نیمشه.... من پدرم نمیزاره تنها مستقل زندگی کنم چرا بخاطر حرف مردم.... که تو زن مطلقه ای هزارتا حرف برات درمیارن... مشکل یکی دوتا نیست

نفس مامان کجایی اخه چقد منتظرت بمونم😞
اوایل شوهر منم اینجوری بود من هیچ کاری نمیکردم گوش میدادم اما دید آنقدر همه کارو خودش میکنه خسته شد ...

آره عزیزم درسته. ولی الان ده ساله. دیگه باید خسته شده باشه ولی خیلی پوست کلفته دووم میاره. حتی انجمن مدرسه دخترم هم خودش میره تا این حد 

شوهرت ازکجا بدونه اگه بیاد دنبالت برمیگردی؟  خب یه نشونی بده . بعدشم بنظرم این فرهنگ غلطه زن ب ...

مرداد ماه خیلی التماسش کردم گفتم بیا دنبالم برگردم سرزندگی ولی سر یه سوتفاهم فک کرد با وکیلم براش نقشه کشیدم. قرار بود بیاد تعهد نامه امضا کنه و برگردیم ولی هموت رو دوباره دعوا کردیم و گوشیش رو کوبوند زمین و دیگه از مرداد نه زنگی بهم زد نه سراغی ازم گرف... نمیدونم خبر رسید که میگن گفته باید مهرشو ببخشه برگرده سرزندگیش. نمیدونم اینو وکیلا درست گفتن یا نه ولی منم از همین ترسیدم و استپ کردم

نفس مامان کجایی اخه چقد منتظرت بمونم😞
آره. وسط منگنه موندم نه تحمل خونه بابا و سختیاش دارم نه تحمل فشار اذیت شوهرم حبسم کرده تو خونه از صب ...

واقعا   بخدا دقیقا شوهر منه ها 

اینقدر تو خونه بودم نزاشته جابی برم منم ب بهونه اوردن و بردن بچه تا مدرسه میرم و میام لا اقل با چهار نفر در ارتباط باشم 

پولم نمیده ک نکنه دستم باشه بتونم جایی برم 

به سلامتی حرفایی که تایپ شد ولی سند نشد و پاک شد...🌙🚬 به سلامتی حرفایی که ته دل موند و اخر سرم پست شد و لایک شد :)💔
آره عزیزم درسته. ولی الان ده ساله. دیگه باید خسته شده باشه ولی خیلی پوست کلفته دووم میاره. حتی انجمن ...

درسته سخته ولی چیکار میشه کرد یا باید بمونیم زندگی کنیم به خاطر بچه ها یا بریم جدا شیم آخرشم بچها لطمه میخورن 

حالا شوهرت طلقت میده ؟ فک کنم بد بخت تر از همه منم  اخه مشکلم یکی دو تا نیس ک انگار زن گرفته ...

نه نمیاد مثل آدم طلاق بده که !!!!!!نه از سر دوست داشتننا،،،


می‌کنه دعوا و به کی زنگ میزنم و فلان و میام در خونه بابات و فلان میکنم و بچه رو نمیدم و اینا !!!!

یه حییون بی فرهنگ بی سواده و بیابونی عستش

منم نمی‌خوام شر درست شه برای برادارم و اینا که پس فردا زن داداشم طعنه بهم بزنه 


وگرنه اگه انسان بود شاید خیلی وقت پیش طلاق می‌گرفتم 


من خانواده ام به هیچ وجه اجاره نمیدن بخوام تنها زندگی کنم ،،،،تو شهر ما حرف درمیارن ،،،،،،،،،

وگرنه دومین مشکل بزرگم اینه که اصلا نمیتونم بخوام خونه پدرم زندگی کنم !!!!اصلا نمیتونم گیرهای مادرم رو تحمل کنم 


حالا باز اکه خودم خونه داشتم یه چیزی !

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

امتحان گرفتن

568 | 24 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز