وای بچه اش خیلی خیلی شیطون بود منم تازه عروسی کردم یعنی دیشب اعصابم خیلی خورد شد
به همه چیز دست میزد شوهرمم برش داشت آوردش رو تخت باهاش کشتی گرفتن چنددفعه اومدم آروم گفتم بهش بیا بیرون لطفا روتخت جای کشتی نیست به همه وسایلای اتاق دست میزد درو قفل کردیم کلی جیغ زد بچه باز کنید گریه گریه باز کردیم اصلا اعصابمونو خورد کرد بستنی خورد ریخت رو روفرشی یعنی داشتم میترکیدم از عصبانیت سه ساعت بودن و رفتن باورتون میشه من و شوهرم گل گاو زبون دم کردیم خوردیم ازبس انقد بچه بی تربیت بودگفتم به شوهرم خیلی بچه اشونو بی تربیت بار آوردن گفتم تقصیر توام هست درش داشتی بردیش رو تخت هی کشتی میگیری که چی دفعه بعد در این اتاق قفل میشه هر بچه ای که بیاد یعنی اصلا دلم نمیخواد دعوتش کنم چون اون هی دعوت میکنه مجبورم