میدونم عنوان اصلا ربطی به موضوعی که میخوام مطرح کنم نداره ولی دیگه به جان جدم مجبورم دیگه چون فقط با همچین عنوان هایی میاین و منم واقعا به کمکتون احتیاج دارم و دوتا تاپیک قبلیم هم فاقد ذره ای راهنمایی بود🥲
لطفا نپرسین طرف کیه کجاست تو چه جوری هستی اون چه جوریه چن سالته و فلان اینا فقط اگه تجربه دارین جواب سوالمو بدین..
یه بنده خدایی(x) با یه بنده خدای دیگه(y) با هم دوست(عادی) بودن ، بعد اولایل رفاقت y خیلییی از x تعریف اونجوری میکرد و حالا x فکر میکرد که مثلا تعریف همینجوری عادی یا شوخیه که بعد فهمید نه بابا واقعا ازش خوشش میاد...
x هم از y خیلی خیلی خوشش میاد(در کل میگم نه حتما به اون نگاه) اما همش این قضیه رو به شوخی میگیرف ، حالا این وسط y هم متوجه این موضوع میشه و بعد که متوجه شده حس متقابله خودش رو داره دور میکنه و کلا مث قبل گرم نیست و کلا نروش اوکی نیس و سرد شده😐
X هم از این حالتش خیلی کلافه شده و میخواد هر جوری شده y رو برگردونه سمت خودش(حالا اینکه وارد رابطه بشن مشخص نیس چون باید سرش خیلی فکر کرد و الان در کل میخواد به هر عنوان رفیق یا هر چی برگرده سر مود قبلیش) چون واقعا رفاقت قشنگی داشتن
حالا کمکمی که از شما میخوام اینکه x تو این موقعیت چیکار کنه؟ چطور y رو مث قبل آدم کنه و همزمان غرورش هم از بین نره؟
پ.ن: اینم بگم قبلا y گفته بود که خیلی خیلی بده از یکی خوشت بیاددولی اون به عنوان رفیق بهت نگاه کنه و شما همش با هم باشین ولی هیچ کاری نکنین و اینکه از دور از هم خوشتون بیاد ولی رفیق نباشین باز بهتره:/